۱۳۹۴/۱۰/۲۳    ۲۳:۴۶     بازدید:۲۱۷۲       کد مطلب:۱۰۷۶۰          ارسال این مطلب به دیگران

اخبار »
  ،   ضرورت وجود انسان کامل مبتنی بر آیات قرآن در یکصد و بیست و پنجمین جلسه گروه علمی کلام+خلاصه بحث
یکصد و بیست و پنجمین جلسه گروه علمی کلام برگزار شد
یکصد و بیست و پنجمین جلسه گروه علمی کلام با موضوع: ضرورت وجود انسان کامل مبتنی برآیات قرآن با ارائه بحث: حجت الاسلام والمسلمین الهی منش و با حضور اعضاء محترم گروه: سه شنبه 22 دی 94 ساعت 19:30 در اتاق جلسات مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این جلسه حجت الاسلام والمسلمین الهی منش فرمودند :
ادعایی که در این بحث مطرح است آن است که فارغ از مباحث روایی، عرفانی، عقلانی، و تنها از خود آیات قرآن، ضرورت انسان کامل اثبات شود و برهان مستقلی برای امامت اهلبیت علیهم‌السلام محسوب گردد.
بحث بر اساس 4 دسته از آیات قرآن است که در واقع 4 مقدمه بحث محسوب می شود و پس از آن مقدمه تجربی مطرح می‌شود.
مقدمه اول: قرآن آسمان و زمین و کل مخلوقات را دارای هدفمندی در آفرینش دانسته است؛ تعابیری مانند «بالحق» مانند آیه 3 سوره تغابن  ، آفرینش بالحق را مطرح نموده است(  خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ ) ، در مقابل، ایده عبث بودن آفرینش است که قرآن آن را رد می‌کند مانند ایه 16 انبیاء « ما خَلَقْنا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبینَ»، در اینجا تعبیر «سماء» آمده نه «سموات».
مقدمه  دوم: خود هدف خلقت دردو سطح مطرح شده است:
1. تمام موجودات در تسخیر انسان است. (وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في‏ ذلِکَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَکَّرُونَ :آیه 13 جاثیه) البته گاهی «خلق لکم» برای زمین آمده است.( البقرة آیه 29: هُوَ الَّذي خَلَقَ لَکُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا  ) در هر حال معنی سخّر با خلق در اینجا تفاوتی وجود ندارد، زیرا در هر صورت نشان می‌دهد زمینه بهره‌برداری و استفاده برای انسان فراهم شده است و این مقتضای حکمت الهی است.
بنابراین آنچه در آسمان و زمین است در خدمت انسان است.
2. هدف نهایی: معرفت خداوند
آیه 12 سوره طلاق: (اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْما)ً در این آیه هدف خلقت، علم و معرفت به خداوند است.
مقدمه سوم از آیات:
هدف خلقت انسان (بطور خاص)، سه مورد در قرآن بیان شده که می‌تواند در طول هم باشد.
1. عبودیت «و ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدونِ»
2. رحمت «و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذالک خلقهم»[1]؛ بنابراین مشمول رحمت شدن، هدف خلقت است، این رحمت باعث حیات جسمی و روحی انسان است.
3. رسیدن به معرفت الله که در امثال آیه 12 طلاق مطرح شد.
نکته: رابطه عبودیت و معرفت چیست؟
عبودیت؛ طهارت و تقوا؛ معرفت، نورانیت و عقلانیت؛ هدایت
این 4 مرحله بر اساس قرآن به صورت طولی قرار می‌گیرند که عبودیت مقدمه طهارت و تقوا است و همینطور سیر ادامه دارد.
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عليم: عبودیت از مسیر زکات باعث طهارت می‌شود.
«یرید الله لتطهیرکم» نیز در آیه دیگر آمده است. 150-153 انعام، مجموعه تأثیر عبادت در طهارت و تقوا ذکر شده است. [2]
ذیل آیه: ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون، روایتی آمده که «یعبدون» را به «یعرفون» تفسیر نموده است.
نکته دیگر آنکه هر چند عبودیت بدون معرفت معنا ندارد ولی معرفت مقصد نیست بلکه خود معرفت باید باعث عبودیت شود.
آیات متعددی وجود دارد که بعد از معرفت دستور به عبودیت داده شده است .در سوره انبیاء آیه( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ.(. وجود دارد، در این آیه عبادت پس از معرفت به توحید مطرح شده است.
این معرفت الهی: همان رحمت خاص است که انسان در اثر عبودیت مشمول این رحمت خاص قرار می‌گیرد.
مقدمه چهارم قرآنی، آیاتی است که نوعی از عبودیت را تعیین می‌کند و این نوع از عبودیت، تأمین کننده هدف خلقت است؛
خداوند عبودیتی می‌خواهد که هیچگونه شرکی در آن نباشد:
36 نساء: واعبدوا الله ولا تشرکوا به شيئا، ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه.
آیاتی که در آن شکر خدا مطرح شده است، دو نوع است، شکر نعمت ؛ مانند آیه 114 نحل (و اشکروا نعمة الله ان کنتم ایاه تعبدون) و شکر خود خداوند که در سطح عالی‌تر است (وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ‌)).172 بقره)
ذیل بحث می‌توان گفت در روایات هم دسته‌بندی عباراتوجود دارد بدین معنا  که انواع عبادت تجار ، عبید و احرار مطرح شده است؛ عبارت شاکرانه، عبادت حبّی همان است که در روایات آمده (حبّا له) یا عبارت (وجدته اهلا له) که علت عبادت اهلبیت، حب به خداونداست  و درک اینکه خداوند اهلبیت عبادت شدن را دارد.
بنابراین ویژگی دوم عبادت آن شد که این عبادت، شاکرانه به عنوان شکر ذاتی الهی باشد (نه تنها شکر نعمت الهی).
می‌توان گفت این دو نوع شکر بر اساس نوع مخاطبین و ظرفیت انسان است.
ویژگی سوم: عبادت منهای شرک است:
 أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْکُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿60﴾
وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿61﴾ 
 این عبودیت مخلصین است زیرا شیطان قسم یا دکرده در بنی آدم نفوذ کند (فبعزتک لا غوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخصلَین»، سوره حجر آیه 40
و آیات متعدد دیگری که دلالت دارد شیطان در بنی آدم نفوذ می‌کند و تنها مخلَصین استثناء هستند.
چند ویژگی مخصلَین
1. از شیطان مصون هستند.
2. اینها در قیامت حساب و کتاب ندارند. (الصافّات  127-128) فـکـذبـوه فـانـهـم لمـحـضرون (127)
 الا عباد اللّه المـخـلصين (128)
3. تنها مخصلین هستند که در برابر عمل جزا نمی‌گیرد جزای او به نوع دیگری است. سوره صافات: وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ( 39) إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (40)
4. تنها توصیف مخلَصین معتبر است: صافات:  سبحان اللّه عما يصفون ( 159)الا عباد اللّه المـخـلصـيـن ( 160) یعنی دیگران، نمی‌توانند خدا را توصیف کنند و توصیف آن ها معتبر نیست.
سر جمع این ویژگی‌ها آن است که این بندگان مخلص، عبودیتی دارند که بالاتر از مخلص بودن است و اینها جزء هدف خلقت هستند. این عبودیت عالی را چه کسانی انجام می‌دهند، کدام گروه از انسان‌ها و عالمان و بزرگان می‌توانند ادعا کنند این را اجرا می‌کنند در حالی که دو شرط مهم معرفت کامل و عزم کامل دارد و این عبودیت عالی باید حاوی هر دو شرط باشد، حتی قرآن در مورد حضرت آدم فرمود (و لم نجد له عزماً)
و قرآن می‌فرماید: «فاصبر کما صبرا و الوالعزم من الرسل» احقاف ( 35)، این 4 پیامبر دارای عزم بودند.
نحوه اثبات وجود نوری پیامبر از قرآن:
 
 *الحمدلله رب العالمین
*و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین.
با کنار قرار گرفتن این دو آیه معلوم می‌شود عبودیت عالی از اول تا آخر عالم توسط پیامبر انجام می‌شود. ربوبیت در یک جمله عبارتست از ایجاد، ابقاء و فراهم کردن زمینه رشد و ترقی و رفع موانع است و این همیشگی است وبا این مباحث می‌توان وجود نوری پیامبر و انسان کامل را از آغاز خلقت اثبات نمود و این ضرورت انسان کامل از قرآن را تبیین می‌نماید.
نظرات اساتید:
استاد خزائلی:
 1. مقام معظم رهبری در یک سخنرانی قسمت‌های شکر را بیان کردند مانند شکر منعم و نعمت و ... .
2. معرفت اگر واقعی باشد عبودیت هم می آورد، معرفت، تنها داشتن اصطلاحات نیست.
استاد الهی‌منش: در آیه 81 آل عمران: (و اذا اخذ الله میثاق النبیین: لتؤمنن به ولتنصرننه...)
آمده است که خدا از هر پیامبری میثاق گرفت که اگر پیامبری آمد که مصدق شماست، ایمان آوردید و او را یاری کنید.
اینها نشان می‌دهد که پیامبران قبل از حضرت رسول باید به او ایمان بیاورند و به وجود نوری ایشان ایمان داشته باشد و یاری کنند. این نشان دهنده وجود نوری پیامبر از ابتداست.
اشکال اساتید:
این خلاف ظاهر است و تنها اخبار از آینده است.
استاد الهی‌منش: اگر نخواهیم این نکته را بپذیریم باید بگوییم پیامبران قبلی الآن زنده هستند و الآن به پیامبر خاتم ایمان می‌آورند یا باید بگوییم اینها فرا زمانی هستند که همان وجود نوری (خلقت نوری) مطرح می‌شود.
اشکال اساتید: فرا زمانی بودن: تأویل می‌شود که باید اثبات شود.
نکته دیگر: آیا وجود نوری پیامبر، الگوی مردم و ... است یا وجود عنصری؟
استاد فیروزجائی: شکر نعمت در واقع به  شکر ذات برمی‌گردد.
استاد رضانژاد: باید روشن شود، مقصود از انسان کامل که ضرورت دارد مربوط به اول هستی است که هیچ انسانی هم وجود دارد، یعنی اصل خلقت وابسته به انسان کامل است یا آنکه پس از خلقت انسان، این ضرورت پیدا می‌شود؟
استاد میرزائی: در آیه مربوط به لزوم ایمان به نبی اکرم در آخر الزمان و فرجام جهان این نکته مطرح است که ما در عقاید شیعی آن را به وجود نوری امام زمان تعبیر نمی‌کنیم.نفس عبودیت اگر شک در آن باشد چگونه محقق می‌شود ظاهرا عبودیتِ شرکت آلود اساساً وجود نداشته باشد.
استاد شهسواری: در بحث کلام، واژه انسان کامل جای نمی‌گیرد و بار کلامی ندارد. اصل ضرورت تمرکز بر قرآن جای سؤال دارد و چرا از روایات استفاده نمی‌شود و خوب است به لحاظ مبیّن بودن پیامبر و اهل بیت لازم است روایات هم ضمیمه شود و روایاتی مانند تقلین هم به کمک می‌آید.
استاد مصطفی‌پور: اگر غرض از انسان کامل آن است که موجودی باشد که هم انبیاء به او ایمان داشته باشند مربوط به ضرورت انسان کامل در هستی نمی‌شود.
استاد اسدی: در فلسفه و حکمت گفته شده که حق تعالی در مورد خود هدف و غایتی وجود ندارد،‌ بله خلقت و مخلوقات غایت دارد ولی خود حق تعالی، ‌غایت زائد بر ذات ندارد. در مطلق الفعل، خداوند نمی‌تواند غایت داشته باشد چون این غایت داشتن ، دالّ بر نقص است.
عنوان انسان کامل عنوان خوبی است و اگر ما سوی الله را در نظر بگیریم و انس و امام وجود دارد. لذا در کل علم هم می‌توان ضرورت را مطرح نمود.
انسان کامل هم مقول به تشکیک است. بشر رو به سوی تکامل می‌رود و انسن کامل متناسب با هر عصر، متکامل است.
فارابی می‌گوید تمام حرفهای بزرگان که در مورد کمالات انسانی می‌گویند همان است که در شرع در تعبیر «امام» آمده است.
استاد کارشناس:
در بحث حقیقت نوری: روایت پیامبر: کنت نبیاً و الآدم بین الماء و الطین.
روایت: لو لا الحجة لساخت الارض باهلها
و قواعد فلسفی هم می‌تواند ضمیمه شود.
تکمله بحث و نظرات اساتید:
استاد الهی‌منش: اسماتی مانند حیّ، مرید و ... به گونه‌ای با آفرینش مرتبطند ولی اسماء فعلی خداوند، مستقیم با آفرینش مرتبطند؛ در آیات قرآن آمده که تمام اسماء به آدم تعلیم شد (و علم آدم الاسماء) تمام اسماء فعلی، ذاتی به انسان تعلیم شد. انسان در مرحله‌ای، آیینه تمام اسماء ذاتیه الهی خواهد بود. و مرحله شکر خود خدا (شکر حبّی و ...) هم مربوط به این اسماء ذاتی و تجلی آنهاست.
تمام هستی مظهر رحمانیت خداست (قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْني 110 اسراء)
در جایی که تعبیر (اشکروا نعمة الله) می‌آید به معنی شکر آن اسماء فعلی و آفرینشی است ولی انسان ظرفیت بالاتر در حدّ شکر اسماء ذاتی را دارد.
استاد الهی‌منش در جمع‌بندی در پاسخ به سؤالات:
در هر زمان می‌توان مصطفای الهی وجود داشته باشد حتی حضرت آدم که عزم نداشت او هم اصطفاء داشته وحجت هم  بوده است ولی اثبات وجود نوری اهلبیت و ضرورت وجود آن مبحث جداگانه می‌طلبد. مخلوقات به دلیل حجاب‌ها و حداقل حجاب تعیّنیِ ترکیبیِ خلق، لازم است واسطه‌ای داشته باشند تا با خدا مرتبط باشند.
چون تمام مراتب مخلوقات در خدمات انسان هستند لذا باید خود انسان باشد که واسطه فیض باشد، دیگر مخلوقات نمی‌توانند اینگونه باشند.
بحث اصلی ما اثبات وجود انسان کامل بعد از پیامبر تا آخر عالم است.
در مورد بحث هدف و غایت داشتن هم می‌توان گفت ورای خداوند چیزی نیست که بخواهد غایت قرار گیرد.
 

[1] 56 ذاریات
[2]
151: قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لاتَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاق نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّاهُمْ وَ لاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لاتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ إِلاّ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ 
152:وَ لاتَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاّ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ حَتّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ لانُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبى وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ 
153:وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ 
 


ضمائم:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
امنیت اطلاعات و ارتباطات ناجی ممیزی امنیت Security Audits سنجش آسیب پذیری ها Vulnerability Assesment تست نفوذ Penetration Test امنیت منابع انسانی هک و نفوذ آموزش هک