۱۳۹۵/۲/۲۹    ۲۲:۵۷     بازدید:۲۱۹۱       کد مطلب:۱۴۹۳۲          ارسال این مطلب به دیگران

اخبار »
  ،   "منزلت اهل بیت در نگاه احمد بن حنبل" در یکصد و سی و سومین جلسه گروه علمی کلام+خلاصه بحث
یکصد و سی و سومین جلسه گروه علمی کلام برگزار شد
یکصد و سی و سومین جلسه گروه علمی کلام با موضوع منزلت اهل بیت در نگاه احمدبن حنبل " با ارائه آقای دکتر میرزایی و با حضور اعضاء محترم گروه سه شنبه 28 اردیبهشت 95 ساعت 21 در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.




در ابتدا استاد رضانژاد مقدمه‌ای را بیان کردند وفرمودندکه:
اگر روایات کتب احمد حنبل را بررسی کنیم و مشترکات روایی وی با نگاه تشیع را در موضوع اهلبیت علیهم‌السلام بررسی کنیم برای مقابله با گروه‌های افراطی و حمله های آن ها به تشیع، مناسب است.
درادامه استاد میرزایی فرمودند که
در جهان اهل سنت به مهدویت   توجه شده است هم در اصل ظهور امام مهدی و هم از نسل فاطمه بودن ایشان؛
در کنز العمال متقی هندی، روایتی مربوط به زمینه سازی ظهور توسط مردم مشرق آمده است و امید است انقلاب اسلامی در این راستا قرار گیرد. احمد حنبل در فضائی که افراطی‌های عثمانی و اموی ایجاد کرده بودند، وارد شده و از اهلبیت علیهم‌السلام سخن گفته است.
وی یکی از فقهای چهارگانه است، حدود 30 هزار حدیث است که از چند صد هزار گردآوری و انتخاب نموده است.
در مناقب وی گفته‌اند هزار هزار حدیث حفظ بوده است (فارغ از صحت این ارقام، آن هم در قرنی که وی می‌زیسته است.)
با توجه به منع حدیث در سده اول و نیز بحث محنت که در مورد قرآن پیش آمد، فعالیت‌های احمد قابل توجه است.
مسلک وی اهل حدیثی است که در معناشناسی ظاهر گراست.
این ظاهرگرایی باعث بروز برخی تعارضات در مباحث می‌شود. در  برخی موارد عقاید وی به شیعه متمایل می‌شود.
احمد حنبل این مطلب را تأیید می‌کند که علی بن ابی‌طالب افضل اصحاب بوده است.در رجال نجاشی آمده ابن‌حنبل با نقل خطبه امام حسن (ع) بعد از شهادت علی(ع) و ذکر این نکته در خطبه که دیروز کسی از شما مفارقت کرد که در علم کسی به پایه او نمی رسد، به مرجعیت قطعی علمی حضرت علی(ع) صحه می‌گذارد.[1]
احادیث احمد را در 29 عنوان دسته بندی کردیم.
احمد در 164 ق به دنیا آمد و 241 از دنیا رفته و معاصر پنج امام است از امام کاظم تا امام عسگری علیهم‌السلام است. وی از ابتدا فقیهی قابل اعتماد بوده است با امام کاظم مراوداتی داشته است و از شهادت امام کاظم ناراحت بود و در مقابل کسانی که می‌گفتند امام رافضی‌ها از دنیا رفته، گفته نه بگویید امام مشرق و مغرب از دنیا رفت، احمد تنها کسی است که این گواهی را امضاء نکرد که امام کاظم به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد.
وی با تأویل و تفسیر احادیث مخالفت جدی دارد و این تفکرات باعث بروز سلفی‌گری نیز شده است.
برخی از عناوین مربوط به اهلبیت علیهم السلام در آثار احمد بن حنبل:
1. جایگاه ممتاز اهلبیت در نزد ایشان:
احمد حنبل فضای مسموم ضد اهلبیتی را با شجاعت شکست.
ابوالفرج ابن جوزی و برخی نقل می‌کنند که وی گفته یا از او نقل شده که اعلام کرد هرکس حضرت علی(ع) را به‌عنوان خلیفه چهارم نپذیرد با او ازدواج و صحبت نکنید.[2]
در صواعق المحرقه ابن حجر هیتمی از احمد نقل شده که تعداد فضایل امیرالمؤمنین برای هیچ کس دیگر وجود ندارد.

عبدالله بن حنبل فرزند او نقل می‌کند که پدرم حدیث شخصی به نام سفینه (نه حدیث سفینه مشهور) را نقل می‌کرد و پس از این نقل از پدر پرسیدم «در بارۀ تفضیل خلفاء چه می گویی؟ ...؟ گفت: یا بُنیَّ، علی بن أبی طالب من اهل‌بیت، لایقاس بهم احد؛ ای فرزندم علی بن ابی طالب از اهل‌بیت است، هیچ کس با آنان قابل مقایسه نیست».[1]
 
از او نقل شده است که در مورد جمله (علی قسیم النار و الجنّة) گفت، پیامبر فرمود لا یحبک الا مؤمن و لا ینجضک اله المنافق، بنابراین علی قسیم النار و الجنّه است،[2]
در کشف الغمة، ج 1 ص 316 از پسر احمد مطالبی نقل می‌شود که منعکس کننده نگاه مثبت یک محدث شیعی به ابن‌حنبل است:
 احمد بن حنبل وارد کوفه شد و از عده‌ای از علمای حدیث آنجا، استماع حدیث کرد و با اینکه برای یاد گرفتن حدیث خیلی حریص بود، نزد یکی از علمای کوفه که مشهور به تشیع بود نرفت، تا اینکه جمعی با احمد صحبت کرده و او را قانع نمودند تا با آن مرد ملاقات نموده و از او هم اخذ حدیث کند. احمد به ملاقات او رفت و احادیثی از او فراگرفت. هنگامی که خواست برود، آن مرد عالم گفت؛ درخواستی دارم، احمد گفت؛ برآورده است،  گفت؛ دوست ندارم از پیش من بروی و عقیده‌ام را نزدت اظهار نکنم، گفت؛ بگو،گفت؛ عقیده‌ام این است که علی بن ابی طالب(ع) بعد از پیامبر اکرم(ص) بهترین مردم است و افضل و اعلم از تمام اصحاب آن حضرت است به‌همین جهت جانشین و امام بعد از پیامبر(ص) او می‌باشد.احمد گفت؛ در این عقیده اشکالی نمی‌بینم، زیرا چهار نفر از اصحاب پیامبر(ص) به‌نامهای: جابر، ابوذر، مقداد، سلمان، همین عقیده را داشتند.[3]
محمد بن ناصر گفت؛ از احمد بن حنبل پرسیدم، آیا خلافت برای علی(ع) ثابت است؟ جواب داد؛ اعوذ بالله، او کسی است که او را امیرالمؤمنین نامیده اند.[4]

او قائل بود که به دلیل علم و ایمان، علی ابن ابیطالب، فضل تقدم داشته است و حدیث نقل می‌کند که پس از شهادت امیرالمومنین علی(ع)، امام حسن مجتبی(ع) سبط اکبر رسول خدا(ص) در خطبه‌ای منزلت علی(ع) را به مردم توصیف می‌کند. این
 «لقد فارقکم رجل بالامس لم یسبقه الاولون بعلم و لا یدرکه الاخرون؛ مردی دیروز از شما مفارقت کرد که در علم از پیشینیان کسی بر او پیشی نگرفته و از پسینیان کسی به او نخواهد رسید».[1] 
روایت دیگری با وحدت مضمون و تفاوت مختصر در عبارت حامل همان معنی است. بجای «لا یدرکه الاخرون» از عبارت «لا ادرکه الاخرون»استفاده شده است.[2]
 
این روایت را نقل می‌کند که علی علیه‌السلام اولین ایمان آورنده بود.
روایتی مطرح می کند که رسول خدا(ص) خطاب به فاطمه(س) فرمود؛ «او ما ترضین انی زوجتک اقدم امتی سلما و اکثرهم علما و اعظمهم حلما؛ آیا راضی نمی‌شوی که تو را به همسری کسی برگزیدم که در مسلمان شدن بر تمام امت من مقدم و از همه بیشتر دارای علم و حلم است».[3]
دوستی و ولایت اهلبیت:
ابن عباس نقل می‌کند که رسول الله فرمود: من کنت مولا فهذا علیّ مولاه .
زازان بن عمر نقل می‌کند، علی(ع) مردم را در مورد سفارش پیامبر(ص) در غدیر خم به شهادت طلبید و سیزده نفر شهادت دادند از رسول خدا(ص) این جمله را شنیدند که فرمود؛ «من کنت مولاه فعلی مولاه».[4]


 
روایت غدیر با افزودن عبارتهایی پر معنی نسبت به‌روایت قبل از زید بن یثبع نقل گردیده است. پس از درخواست علی(ع) برای شهادت به آنچه از رسول الله(ص) شنیده شده است عده‌ای که در غدیر خم حاضر بودند به‌مفاد کاملتر روایت با این عبارت شهادت دادند؛
«فشهدوا انهم سمعوا رسول الله(ص) یقول لعلی یوم غدیر خم الیس الله اولی بالمومنین؟ قالوا بلی قال اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».[1]
 
مرجعیت علمی اهلبیت علیهم‌السلام:
در مسند علی بن ابیطالب، 819 حدیث می‌آورد و این تعداد، 250 حدیث بیشتر از احادیث مربوط به فضیلت 3 خلیفه است.
عبدالله بن شفیع، روایتی می‌آورد که امیرالمؤمنین متعد را به نقل از پیامبر حلال می‌داند ولی خلیفه سوم می‌گوید از ترس مردم این را اعلام نمی‌کنم.
این مطلب در ج هشتم مسند احمد آمده است.
در المسند، ج 8، ص 314 از عایشه نقل می‌‌شود: سل علیّاً فهو اعلم منی: یعنی عاشیه به اعلم بودن حضرت علی اعتراف می‌کند.
در المسند، ج 9، ص 19 : مقایسه معنی‌دار در مبارزه روز خیبر بین صحابه مشهور و گزینش علی(ع) به همه با عنوان محب و محبوب خدا و رسولش(ص) در روایت ذیل به روشنی مورد اشاره قرار گرفته است.
«حاصرنا خیبر فاخذ اللواء ابوبکر فانصرف و لم یفتح له ثم اخذه من الغد فخرج فرجع و لم یفتح له و اصاب الناس یومئذ شدة و جهة، فقال رسول الله(ص) انی دافع اللواء غدا الی رجل یحبه الله و رسوله و یحب الله و رسوله لا یرجع حتی یفتح له فبتنا طیبة انفسنا ان الفتخ غدا، فلما ان اصبح رسول الله(ص) صلی الغداة ثم قام قائما فدعا باللواء، و الناس علی مصافهم فدعا


_______________________________________
[1] .همان، ص250/ حدیث ش 950.

علیا و هو ارمد، فتفل فی عینیه و دفع الیه اللواء و فتح له؛ بریده می‌گوید خیبر را محاصره کرده بودیم ابوبکر پرچم مبارزه را تحویل گرفت کاری از پیش نبرد و بازگشت و فردا نیز این امر تکرار شد و مردم حاضر نگران وضعیت بودند که پیامبر(ص) فرمود؛ فردا پرچم مبارزه را به کسی خواهم داد که خدا و رسولش(ص) او را دوست دارند و او هم خدا و رسولش(ص) را دوست دارد، از صحنه مبارزه جز با فتح و پیروزی بر نمی‌گردد. بعد از سخنان حضرت رسول(ص) مطمئن شدیم که فردا مسلمین پیروز خواهند شد. فردا که شد همه منتظر بودند که رسول الله(ص) پرچم را درخواست کرد و سپس علی را خواست که دچار چشم درد بود از آب دهانش به چشم ایشان زد و پرچم را تحویل علی نمود و پیروزی حاصل شد».[1]
بنابراین روایت، اثبات شفا یافتن شخصی توسط آب دهان پیامبر هم مطرح شده است.
در ج 1، ص 704 در سفینة البحار آورده است که احمد بن حنبل را هر چه شکنجه کردند قبول نکردند امضا کند امام کاظم به مرگ طبیعی از دنیا رفته است و در کل براوداتی با امام کاظم داشته است.
در برخی روایات عبارت" اثنی عشر کعدد نقباء بنی اسرائیل" ،در مسند احمد آمده است که عدد ائمه را بر تعداد نقبادی بنی اسرائیل منطبق نموده  است. [2]
جابر بن ثمره ضمن تایید عدد 12 اضافه می‌کند؛ «کلهم من قریش».[3]  
از زید بن ارقم (ج 7، المسند، ص 79) نقل می‌کند که پیامبر همه درب‌ها را به مسجد بست جز درب خانه علی می‌فرمود: خدا به من دستور داده و از امر خدا تبعیت می‌کنم.
معیار سنجش ایمان بودن حضرت امیر.



از علی نقل می‌کند که پیامبر(ص) به من فرمود؛ «انه لایبغضنی الا منافق و لا یحبنی الا مومن؛ جز منافق بغض مرا ندارد و جز مومن دوست دار من نمی‌شود».[1]
، احمد بن حنبل این‌ها را نقل می‌کند و رد هم نمی‌کند.
قابل توجه است که احمد می‌گوید من احادیثی را می‌آورم که به پیامبر مسند می‌شود.
در ج 10 مسند، ص 187 ماجرای سلام دادن پیامبر در موقع نماز در خانه امیرالمؤمنین و قرائت آیه تطهیر را نقل می‌کند.
در ج 10 ص 177، نقل می‌کند عطاء بن ابی رباح حدیث کسا را با ذکر نزول آیه 33 سوره احزاب تکمیل می‌کند و در پایان به درخواست ام‌سلمه و پاسخ معنی دار حضرت رسول(ص) اشاره می‌کند؛ «انا معکم یا رسول الله؟ قال انک علی خیر».[2]
رد درخواست همسر پرهیز گار پیامبر(ص) با جمله «انک علی خیر»، انحصار شمول آیه تطهیر در پنج تن با قرائت شیعه را اثبات می‌کند.
در ج 1، ص 213 روایاتی در مورد امام مهدی می‌آورد.
روایتی نقل می‌کند که پیامبر فرمود جبرئیل، از شهادت امام حسین در شط فرات خبر داد، ج 1، ص 185 المسند
در همین ج 1، از توجه پیامبر به امام حسین و فضیلت و شهادت ایشان نقل شده است.
ماجرای جایگزینی علی علیه‌السلام به جای ابوبکر برای اعلان برائت و  انصراف از واگذاری ماموریت به ابوبکر و جایگزینی علی(ع) در قرائت بخشی از سوره برائت، رسول خدا(ص) در جواب پرسش ابوبکر از علت لغو ماموریتش می‌فرماید؛
«...و لکن جبرئیل جائنی فقال؛ لن یودی عنک الا انت او رجل منک؛جبرئیل آمد و گفت بجا آورنده این ماموریت خودت یا فردی از خودت باید باشد».[3]

 
ج 2 ص 256 نقل می‌کند که عبدالله بن عمر می‌گوید فضایلی که علی علیه‌السلام داشت که اگر داشتم از شتران سرخ مو برایم بهتر بود ، این سه مورد این است که پیامبر(ص) دخترش را به عقد او در آورد که برایش فرزند آورد، درب تمام خانه را به مسجد جز درب خانه او بست و روز خیبر پرچم مبارزه را به او داد».[1]
 تصریح به بطلان مواضع دشمنان اهلبیت:
در ج 1 المسند، ابوکثیر نقل می‌کند:
با مولایم علی در جنگ نهروان بودم بعد از قتل آنها تعدادی از مردم در نفس دچار شبهه شدند، علی فرمود؛ ای مردم رسول خدا(ص) در مورد مردمی به ما خبر داد که همانند تیری که از کمان خارج می‌شوند و هرگز بر نمی‌گردند، از دین خارج می‌شوند، علامت این امر آن است که در میان آنان مردی سیاه چرده با دست معیوب وجود دارد که گوشت اضافی آن همانند پستان زنان است(او به ذوالثدیه معروف است). علی دستور داد آن مرد را در میان کشته ها پیدا کنید. جنازه او در کنار نهر پیدا شد و علی تکبیر گفت و فرمود خدا و رسولش(ص) راست گفتند و مردم پس از ایشان تکبیر گفتند و شادمان شدند و شبهه آنها مرتفع شد».[2]
در فضائل الصحابه، ص 66: رسول خدا فرمود: اشقی الاخرین، قاتل تو (ای علی) هستند.
پیامبر(ص) در چند نوبت این جمله را خطاب به عمار یاسر فرموده است؛ «یا بن سمیة تقتلک الفئة الباغیة؛ پسر سمیه تو را گروهی طغیانگر خواهند کشت».[3]


 
بحث تسبیحات حضرت زهرا را احمد نقل می‌کند که پیامبر آموزش داد و حضرت امیر حتی شب جنگ صفین هم ترک نکرد.
در المسند، ج 1، ص 183: در مکه پیامبر به علی علیه‌السلام فرمود از دوش من بالا برو و من (علی) حس کردم اگر بخواهم به افق‌های آسمان می‌توانم برسم و بعد بت‌های آن را شکستم.
در المسند، ثقلین مطرح شده که عترتی اهل بیتی هم آمد، ج 4، ص 54 عبارت انی تارک فیکم الثقلین خیلی تکرار شده است.
روایت نقل می‌شود که علی علیه‌السلام بر تأویل یا دشمنان می‌جنگد، ج 4، ص 68 این را پیامبر نقل کرد که من با تنزیل با دشمنان می‌جنگم و علی بر اساس تأویل.
در مواردی نقل می کند اهلبیت علیهم‌السلام خاص الخواص بودند.
نکته دیگر آن که نقل کرده است: علی علیه‌السلام امیر جماعتی بود و آن‌ها خواستند از علی گلایه به پیامبر ببرند ولی رسول خدا ابتدا اعراض کرد و در نهایت با ناراحتی گفت علی را رها کنید ان علیاً منی و انا منه و این که او و ولیّ مؤمنین بعد از من است.
عبدالله جدلی نقل می‌کند؛ «دخلت علی ام سلمة فقالت لی، ایسب رسول الله(ص) فیکم؟ قلت؛ معاذ الله او سبحان الله و کلمة نحوها، قالت؛ سمعت رسول الله(ص) یقول؛ من سب علیا فقد سبنی؛ خدمت ام‌سلمه رسیدم از من سوال کرد آیا شما به رسول خدا(ص) جسارت و اهانت می کنید؟ گفتم پناه بر خدا که مرتکب این کار زشت شویم. ام‌سلمه گفت؛ از رسول خدا(ص) مکرر شنیدم که فرمود؛ من سب علیا فقد سبنی؛ کسی که به علی دشنام دهد به من دشنام داده است».[1]
از سعید بن مسیب نقل می‌شود که پیامبر به علی فرمود تو برادر من و من برادر تو هستم. از ابن عمر هم نقل می‌شود که به پیامبر گفت من را برادر کسی نکردی و پیامبر فرمود تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.


_______________________________
[1] .همان، ج10، ص 228/ حدیث ش 26810.

نظرات اساتید حاضر در جلسه:
استاد رضانژاد: آیا در مورد روایاتی مانند (علیٌ خیر البشر)، تعلیق، ردّ یا اثبات و توضیحی دارد؟
استاد میرزائی: نه هیچ اظهار نظری ندارد.
استاد زهادت: مرحوم خواجه نصیر در تجرید دو حدیث می‌آورد به عنوان  نص جلیّ که  یکی از آن دو حدیث تحنئه است که پیامبر فرمود، سلام کنید بر علی به عنوان امیر المؤمنین.
و روایت دیگر، تعبیر انت الخلیفه که پیامبر در مورد امیرالمؤمنین فرمود.
آنچه در روایات اهل سنت در مورد فضیلت اهل بیت یا مخالف آن است را خوب است جمع شود و این تقابل تحلیل شود
استاد کریمی: در  کتاب الامامة و اهل البیت که از محمد « بهرام» از تاریخ شناسان مصری است ، در جلد دوم تمام مصادری که اهل سنت در مورد اهلبیت گفته‌اند را بیان می کند.
در مباحث حدیث شناختی این گونه نیست که نقل روایت از مسندها کافی باشد. اربعین فخر رازی،‌ج 2، ص 291 مطالبی در مورد هم نصوص خفیه وجلیّه نقل می‌کند. ابن ابی الحدید هم در برخی موارد به افضلیت علی علیه‌السلام اشاره می‌کند اما همین‌ها می‌گویند این‌ها دالّ بر آن نیست که خلافت بلافصل علی علیه‌السلام را نزد ما اثبات کند.
بنابراین برای چنین احادیثی در ابتدا تصحیح سند شود طبق نظر اهل سنت و بررسی شود و بعد تحقیق شود که معارضی برای آن‌ها نباشد. در برخی موارد می‌گویند احادیث کوفی همه منکر (انکار شده) هستند و بخشی از روایات نقل شده در مورد اهل بیت از این دسته( احادیث کوفی) هستند.
استاد دهقان: این مناقب  و محاسن در شافعی و مالکی هم هست.
استاد ایراندوست: بحث نسخه شناسی اگر ضمیمه شود خوب است و اهل سنت روی نسخه‌ها نقد و نظر دارند. برخی نسخه‌های موجود در مورد فضائل اهلبیت از زبان احمد بن حنبل را مجعول می‌دانند.
استاد مصطفی‌پور: روایات مخالف هم در آثار ایشان بررسی شود و در کل مقایسه کنیم.
استاد شهسواری: اگر از چاپ‌های حجاز و مصر استفاده می‌شود بهتر است تا به چاپ‌های بیروت و سوریه.
در مورد اصطلاح روافض، امام باقر فرمود من افتخار می‌کنم که از روافض هستم.
 نقل این آثار، آیا نشان دهنده عقیده امثال احمد بن حنبل به فضائل اهلبیت است؟
استاد اسدی: آیا احمد حنبل، مصادیق اهلبیت را نام می‌برد؟ آیا در روایات او، روایات فقهی که مستند به ائمه بوده باشد، وجود دارد؟
استاد زمانی قمشه‌ای: احمد بن حنبل در جواب عده‌ای گفت: باید نام علی را به عنوان خلیفه چهارم حتماً در خطبه‌ها نقل شود.
استاد رضانژاد: کتاب الامام الصادق المذاهب الاربعه از اسد حیدر ظاهراً مطالبی شبیه مطلب فوق وجود دارد.
استاد میرزائی: علت انتخاب احمد بن حنبل برای بررسی روایات اهل بیت آن است که ایشان ازریشه های بروز سلفی‌گری است، پس اگر زبان مشترکی با شیعه پیدا شود، اثر کاربردی خواهد گذاشت.
نکته‌ی دیگر آن که معمولاً امثال کتاب صواعق المحرقه پس از ذکر فضائل اهلبیت، به شیعه می‌تازند و آنها را اهل غلوّ و افراط می‌خوانند.


 
 


ضمائم:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
امنیت اطلاعات و ارتباطات ناجی ممیزی امنیت Security Audits سنجش آسیب پذیری ها Vulnerability Assesment تست نفوذ Penetration Test امنیت منابع انسانی هک و نفوذ آموزش هک