۱۳۹۳/۱۲/۵    ۱۳:۵۵     بازدید:۱۸۸۲       کد مطلب:۶۳۴۴          ارسال این مطلب به دیگران

اخبار »
  ،   » بازخوانی آراء هوسرل در پنجاه و چهارمین جلسه گروه علمی فلسفه علوم انسانی + خلاصه بحث

پنجاه و چهارمین جلسه گروه علمی فلسفه علوم انسانی برگزار شد.

پنجاه و چهارمین جلسه گروه علمی فلسفه علوم انسانی با موضوع: بازخوانی آراء هوسرل با ارائه بحث: آقای دکتر فتح زاده و با حضور اعضاء محترم گروه دوشنبه 4 اسفند ساعت 20 در اتاق جلسات مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این جلسه آقای دکتر فتح زاده فرمودند:
پدیده‌شناسی هوسرل را باید در زمینه‌ی تاریخی آن نگریست، و این تاریخ بیش از هر چیز ماجرای طبیعت‌گرایی نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم است. رشد اندیشه‌ی داروینیسم در قلمروهای مختلف علم، تولد پوزیتیویسم و در نهایت صورت‌بندی این ماجرا در فلسفه‌ی پراگماتیسم مراحلی چشمگیر از این ماجرا اند. اندیشه‌ی اصالت طبیعت ــ که جهان فیزیکی را واقعی و جهان ادراکی را نمود صرف می‌پندارد ــ و اندیشه‌ی اصالت روان‌شناسی ــ که پدیده‌های روانی را واقعی و جهان فیزیکی را توهم و صرفاً برساخته‌ای نظری از آن می‌داند ــ دو روی سکه‌ی واحد نسبی‌گرایی و شکاکیت سده‌ی نوزدهم اند. این نسبی‌گرایی فرهنگ غرب را با سستی و تزلزل روبه‌رو ساخته بود و عظمت یونانی پیشین به تدریج به محاق می‌رفت. در مقابل این زوال و سستی، و واپس‌نشینی ایده‌ی مطلق و نامتناهی سه واکنش عمده صورت گرفت: فروید به این واقعیت حقیر دنیایی خوش‌‌آمد گفت، نیچه با متهم ساختن فلسفه‌ی یونانی و اندیشه‌ی مدرن عَلم بازگشت به عظمت فراموش‌شده‌ی زندگی و غرایز اصیل و قهرمانانه‌ی انسان را بر دوش گرفت، و هوسرل مشکل را در فراموشی ایده‌ی یونانیِ حقیقت به مثابه امر مطلق و یقینی دید.

هوسرل در جست‌وجوی این یقین فراموش‌شده شعار «رجوع به خود چیزها» را احیا کرد و کوشید بر اساس آن فلسفه‌ای متقن و نجات‌بخش بسازد. این شعار در نگاه نخست تصور بازگشت تجربه‌گرایی را به ذهن متبادر می‌کند، اما تاملات عمیق و دقیق هوسرل نشان داد که چنین ایده‌ای در نهایت فاصله از تجربه‌گرایی سده‌ی هجدهم قرار دارد. این شعار ما را به باقی ماندن در قلمرو توصیف محض و پرهیز از هر نوع تبیین فرا می‌خواند و نقطه‌ی جدایی پدیده‌شناسی از تجربه‌گرایی نیز همین جا است؛ تبیین نام‌گرایانه از ادراکات کلی فهم پیشین ما را از آن فرض می‌گیرد و بنابراین پیش از آن باید بر شهود اصیل و اولیه‌ی امر کلی پافشاری کرد. بدین ترتیب شهود ایدتیک نقطه‌ی آغاز این اندیشه‌ی بنیادین را در اختیار هوسرل می‌گذارد، آغازی که در اندیشه‌ی وی با عنوان «اپوخه»، و در معنایی دقیق‌تر «تقلیل»، به آن پرداخته می‌شود. پی‌گیری مصرانه و همه‌جانبه‌ی این ایده هوسرل را از ریشه‌ی دکارتی‌اش جدا می‌سازد و او را وا می‌دارد تا با معرفی مفاهیم دقیق و متنوع نسبتاً فراوانی به آماده‌سازی سرزمین جدیدی برای اندیشه‌ورزی بپردازد. ساخت و سازهای فراوان هوسرل و پیروان‌اش توانمندی کم‌نظیر این قلمرو اندیشه‌ورزی را نشان داد.

اما بخش قابل‌توجهی از تلاش‌های متاخر هوسرل معطوف به حل مشکلاتی شد که به نظر می‌رسید قادر اند پدیده‌شناسی را از درون فرو پاشد. تاملات نهایی وی بیش از همه به تاریخ (در کتاب بحران)، بیناسوژگی (در کتاب تاملات دکارتی) و تجربه‌ی ماقبل حملی (در کتاب تجربه و حکم) اختصاص دارد. منتقدانی که از هوسرل عبور کردند و خیلی زود سرزمین تازه کشف‌شده‌اش را پشت سر گذاشتند، اغلب از این مواضع به پروژه‌های فلسفی خود پرداختند و راه‌های جدیدی در برابر فلسفه‌ی معاصر گشودند. لویناس با اعلام شکست پدیده‌شناسی در به رسمیت شناختن «دیگری» و در نتیجه با متهم ساختن این اندیشه به اِعمال خشونت و زیر پا گذاشتن اخلاق به نقد پدیده‌شناسی، و به تبع آن کل اندیشه‌ی مدرن، می‌پردازد، و دریدا با خوش‌آمدگویی به «تاریخ» و «دیگری» (غیریت) هجوم فراگیر و زیروروکننده‌ی خود را به «متافیزیک حضور» (که به نظر وی پدیده‌شناسی کامل‌ترین شکل تحقق آن است) آغاز می‌کند. بدین ترتیب هوسرل با فراهم آوردن چنین زمینه‌ی فراگیری برای اندیشه‌ورزی به یکی از مهم‌ترین فیلسوفان تاریخ غرب تبدیل شد. داستان هوسرل به یک معنا تازه آغاز شده است.

 


ضمائم:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
امنیت اطلاعات و ارتباطات ناجی ممیزی امنیت Security Audits سنجش آسیب پذیری ها Vulnerability Assesment تست نفوذ Penetration Test امنیت منابع انسانی هک و نفوذ آموزش هک